صدای عدالت

دست نوشته های یک دانشجو

خداحافظ صدای عدالت

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام و عرض معذرت به واسطه این همه بی نظمی و دیر به دیر آپدیت شدن


زین پس در وبلاگ حاشیه منتظرتان هستیم


التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 16:53  توسط مهرداد وطنی  | 

حمایت از بحرین به سبک فوتبالی

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام، همه ما اتفاقات تلخی را که برای مردم مظلوم بحرین در حال افتادن است را می دانیم، ولی خوب چه کار می توانیم انجام دهیم؟ بهترین کار آگاه سازی مردم ایران است، البته الان یک فرصت خوبی هم پیش آمده است و آن هم بازی نمایندگان ایران در جام باشگاه های آسیا با نمایندگان عربستان است، این بازی ها میلیون ها بیننده تلویزیونی دارد و کلی خبرنگار هم همراه تیم ها برای پوشش خبری به ایران می آیند، پس به راحتی می توانیم قسمتی از حرفمان را به دنیا انعکاس دهیم،

اما چند نکته یادمان نرود 1-کاری نکنیم که بهانه ای به دست تیم های عربستانی بیفتد و خدایی نا کرده تیم هایی ایرانی با محرومیت روبرو شوند

2- باید سعی کنیم، با خبرنگاران خارجی که برای پوشش برنامه می آیند ارتباط بگیریم و به آن ها معترض شویم که چرا اخبار بحرین را پوشش نمی دهید(البته یادمان نرود که این ها خبرنگاران ورزشی هستند!)

3- خدایی ناکرده داخل ورزشگاه دو دستگی ما بین طرفدارانی که برای حمایت از تیمشان آمده اند و مردمی که برای حمایت از بحرین آمده اند ایجاد نشود

4- هر چه قدر حرکت مردمی تر و خود جوش تر برگزار شود، نتیجه بهتری خواهد داد.


وعده ما چهارشنبه 14 اردیبهشت، ورزشگاه فولاد شهر ، دیدار تیم های فولاد مبارکه سپاهان ایران و الهلال عربستان، با همراه آوردن پرچم های بحرین و سر دادن شعارهای وحدت اسلامی

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:48  توسط مهرداد وطنی  | 

عبور از احمدی نژاد ؟!؟

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام، اول یه عذر خواهی بابت این همه تاخیر در به روز رسانی وبلاگ، بماند که چند بار قبل هم قول دادم (:شرمنده) ولی این دفعه سعی میکنم حداقل هفته ای یکبار مطلب آپ کنم، البته اگر این حجم عظیم کار اجرایی بزاره، خوب بریم سراغ اصل مطلب

 از گوشه و کنار حرف ها و زمزمه هایی به گوش می رسد که پروژه عبور از احمدی نژاد گویا در دستور کار عده ای قرار گرفته است، بد دیده نشد با توجه به اتفاقات افتاده و صحبت های مطرح شده مروری بر این نظریه و عملکرد دولت داشته باشیم.

با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال 1384، اتفاقی به واقع شگرف در عرصه داخلی ایران اسلامی رخ داد، آهنگرزاده سمنانی که دم از آرمان های مردمی می زد که در طول 8 سال به اصطلاح سازندگی و 8 سال به اصطلاح اصلاحات نه تنها به حرفها و بودنشان توجهی نشده بود، بلکه در طول این دوران در زیر بار تورم و سختی در حال له شدن بودند و با طیفی از سرمایه داران و به ظاهر روشن فکرانی روبه رو بودند، که به واسطه همین مردم بزرگ شده بودند ولی اکنون دیگر خدا را بنده نبودند! متجددین تمامی ابزارهای رسانه ای و تبلیغاتی خود را به کار گرفتند تا علاوه بر تخریب دولت و فعالیت هایش با ابزارهای خود، دیدگاه مردم را در انتخابات 88 نسبت به این دولت مردمی برگردانند، ولی به واقع اتفاقی که فکر آن را هم نمی کردند برایشان افتاد و آن هم یک نه بزرگ از طرف مردم به این به ظاهر اصلاح طلبان بود! مردمی که حجم عظیم خدمت و توسعه را در شهر و کوی و دیار خود می دیدند، مردمی که برای اولین بار رئیس جمهورشان را خارج از ساختمان پاستور و بدون ماشین های ضد گلوگه، از نزدیک در میان خودشان در شهر و روستایشان می دیدند و مردمی که هزاران نکته مثبت از این دولت دیده بودند، این مردم علی رغم موج عظیم روانی و حجم بی شمار تبلیغات باز هم گفتند که ما  کسانی را می خواهیم که در خط ولایت فقیه باشند و از مقام معظم رهبری پیروی کنند و به واقع خدمتگزار مردم باشند، در بسیاری از آمارها نرخ رشد و یا حجم کارهای صورت گرفته، بیش از تمامی دوره های قبلی بوده است و با یک جهش بزرگ و عظیم چه در سطح ملی و چه در سطح منطقه، ایران اسلامی عزیز در حال رشد و پیشرفت روز افزون است، البته دولت نیز خالی از اشکال نبوده است، و آدم منصف کسی است که به جای تخریب و عناد، حسن ها را در کنار اشکالات ببیند، ما هم مثل خیلی از دلسوزان نظام به بسیاری از سیاست های فرهنگی دولت نقد داریم و با عده ای از نزدیکان آقای رئیس جمهور مشکل داریم و تفکرات و افکارشان را قبول نداریم، ولی حاضر نیستیم که یک مسئله فرعی را در حد یک مسئله اصلی(هدفمند کردن یارانه ها) بزرگ کنیم، که باعث بشود، این اتفاقات فرعی و کوچک، مانع دیده شدن حجم عظیم کار صورت گرفته و در حال انجام در طرح تحول اقتصادی بشود، ما نیز قائل به آنیم که ملاک و معیار برای همه ما، امام خامنه ای(مد ظله) هستند و هر کس ذره ای از مسیر ولایت دور و یا منحرف شد، دیگر نه تنها محبوب قلوبمان نیست، و حتما مورد غضبمان قرار خواهد گرفت ولی با همه این مباحث و به قول یکی از دوستان خبر هایی  هست، حتی اگر صحت هم داشته باشد، باز هم با افتخار و بلند تر از قبل فریاد می زنم، یک تار موی گندیده احمدی نژاد را به امثال میر حسین موسوی ها نمی دهم، چون احمدی نژاد هر چه قدر هم که خلاف کرده باشد، نه آدم آمریکا و اسرائیل بوده و نه ضد ولایت فقیه و نه . . .

در پایان نیز روی صحبتم با اصول گرا نمایانی هست که به راستی به خوبی در حال نشان دادن خودشان هستند، نمی دانم اگر این همه تاکیدات حضرت آقا، بر عدم رسانه ای شدن اختلافات فی ما بین سران قوا و پرهیز از تشدید اختلافات نبود، آقایان دیگر چه می کردند؟!؟ ای عزیزان و بزرگان بدانید، در این برهه حساس تاریخی، بعضی از خیانت های شما بزرگان، کمتر از خیانت های عده ای از اصلاح طلبان نیست! عزیزان و بزرگان بدانید که در حال بازی در پازل دشمن هستید و ان شاالله خدا عاقب همه ما را به خیر کند .

و هان ای مسلمان از منامه بوی گوشت سوخته و صفحات سوخته ی قرآن می آید و تو چگونه ساکت نشسته ای ؟

و السلام علی من اتبع الهدی

مهرداد وطنی،۰۷/02/1390

پی نوشت:

۱- دعا برای شیعیان مظلوم بحرین فراموش نشود

۲- بالاخره گویا این تیم محبوب ما هم قراره دوباره قهرمان بشه، :خنده

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 0:25  توسط مهرداد وطنی  | 

چهره های ماندگار

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام ، گفتیم برای راحت کردن کار صدا و سیما بیاییم و به معرفی چهره های ماندگار بپردازیم. (طنز)

اولین چهره ماندگار: دکتر قالیباف به خاطرخدمات ارزنده وی در شهرداری بدون چشم داشت سیاسی  و نیم نگاهی به انتخاب آتی مستحق این نام هستند، البته ایشان مخترع ماده منفجره جدیدی به نام سطل زباله پلاستیکی هم می باشند که در فتنه 88 به خوبی عمل کرد.

و دومین چهره ی ماندگار کسی نیست جز دکتر علی لاریجانی: ایشان تنها کسی است که میتواند در یک لحظه رضایت تمامی جناح ها را در نظر بگیرد و یکی به نعل بزند و یکی به میخ و البته یکی دیگه هم به تخته و البته بعد هم تکذیب کند !

دکتر جاسبی هم به خاطر وقف چندین هزار میلیارد تومان از بیت المال که به بزرگترین وقف جهان اسلام مشهور شد،مفتخر نامزد چهره های ماندگار شدند.

جایزه ویژه چهره ماندگار ادبی به دکتر احمدی نژاد به خاطر استفاده ی بجا ومناسب از ضرب المثلهای متروک و قدیمی ایرانی و زنده نگاه داشتن آنها و همچنین تکجمله های سوزناک از قبیل: «آنرا لولو برد » و نیز «آب را همونجایی بریزید که سوخته .»

دکتر! زهرا رهنورد به خاطر ارائه نظریه داماد لرستان و نوع نگاه خاص به مردم و رای آن ها.

شیخ مهدی کروبی، به خاطر درک عمیقایشان از مسائل کهریزک و زندان های ایران، البته ایشان به دلیل دیگری نیز برگزیده چهره های ماندگار امسال شدند و آن تبحر در زمینه علوم عربی می باشد.

سید محمد خاتمی چهره همیشه متبسم، به دلیل جلب کمک های دولت های غربی و عربی و استفاده بهینه از افکار و دستورالعمل  های  آنان من جمله جناب سوروس.

با شنیدن روایت «اطلبوا العلم ولو بالصین » یاد کسی نمی افتی جز: دکتر مهدی هاشمی که برای طلب علم و گرفتن دکتری مرارتهای سفر را بر خود هموار کرده و ترک یار و دیار نموده است. ایشان به حق مستحق نام چهره های ماندگار هستند. البته وی در صرف درست هزینه های بیت المال و دانشگاه آزاد مهارت خاصی دارد.

و اما فردی فداکارتر از دکتر محسن رضایی نمیتوان یافت، چون ایشان برای رضای خدا از تمامی اعتراض و حقوق مسلم خود درانتخابات ۸۸ گذشتند و رضایت دادند که خود و مملکتش به پرتگاه بروند. پس مستحق نام چهره  ماندگار هستند.

دکتر عطاءا... مهاجرانی به دلیل  اجرای موفقیت آمیز قانون چند همسری.

چهره ماندگار بعدی کسی نیست جز استادتغییر فرم و حالت و هکذا ، مخ مل باف

استاد شجریان به دلیل تعداد مصاحبه های سیاسی اش با بی بی سی و آوازهایش برای ایرونی های اون طرف آب

اکبر گنجی، نامزد چهره های ماندگار به دلیل تلاش برای تغییر موفقیت آمیزشخصیت. از قیچی کردن موی دختران بدحجاب تا ترویج فرهنگ سازی. البته آقای ضرغامی میتوانند یک زحمت کوچولوی دیگر هم بکشند و با پارتی بازی نام او را درکتاب گینس ثبت کنند.

مهندس موسوی، پایبندی همه جانبه به قانون و خط امام و رعایت اصول زن سالاری و غیرتمداری در حد تصویر 3 در 4، او راچهره ای ماندگار کرده است که برای ماندگار تر شدن هر وقت حوصله اش سر میرود بیانیه می دهد.

دیپلم افتخار فعالیت و جایزه ویژه روشنفکردینی به جناب مهندس اسفندیار مشایی به خاطر تلاش بی شائبه در بیش از 17 پست مختلف خدمتی و نیز ابراز جدیدترین نظریات دینی و اجتماعی و فلسفی و سیاسی و فرهنگی و ... .

چهره ماندگار در نوع برکناری و عزل شدن ، جناب آقای دکتر متکی

و بالاخره چهره ماندگار تحمل نظر مخالف به جناب آقای رامین برای برخورد شایسته(و غیر تنگ نظرانه!) با رسانه های منتقد.(البته گویا ایشان قبل از چهره ماندگار شدن عزل شدند!)

چهره ماندگار سرعت در رسیدگی به پرونده شکایت فتنه گران از نیروهای ارزشی و ولایی، حضرت حجت الاسلام و المسلمین آملی لاریجانی


پی نوشت :

1-متن اولیه این یادداشت توسط یکی از دوستان بنده نوشته شده بود و با اسم (محمد.پ) در نشریه نقطه سرخط جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی منتشر شد، این متن با اندکی تغییر و تلخیص در اختیارتان قرار می گیرد.

2-بالاخره ما نفهمیدیم، خانم دکتر ترکستانی رئیس سازمان ملی جوانان می شوند یا خیر، اگر کسی فهمید لطفا به ما هم خبر بدهد !

3-متن طنز است و شوخی با برخی از دوستان، البته امیدواریم به دید توهین و تهمت به متن نگاه نشود، ان شاالله ، چون میترسیم که بلایی که سر حسین قدیانی اومد، سر ما هم بیاد :چشمک

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 0:32  توسط مهرداد وطنی  | 

ما و مشایی !

بسم الله الرحمن الرحیم


با سلام ، اول عذر خواهی می کنم به واسطه تاخیر در به روز کردن وبلاگ، اما بریم سر اصل مطلب


دو اتفاق تامل بر انگیز در این چند روزه بنده را واداشت تا این مطلب را بنگارم


همان طور که می دانید بر کناری دکتر متکی بر اثر اختلافاتی بود که بین دکتر احمدی نژاد و دکتر متکی در جریان نمایندگان ویژه آقای رئیس جمهور در مناطق مختلف بود، که وقتی به این نمایندگان دقت می کنی خواهی دید 3 نماینده از 4 نماینده، افرادی هستند که با آقای متکی مشکل دارند و از طرف دیگر این کار یعنی به طور  مودبانه دور زدن وزارت خارجه که رهبر محبوب انقلاب به خوبی به این حرکت موازی اشاره کردند و خواستار پایان این قضیه شدند، از همان روز بود که لرزش پایه های صندلی وزیر امور خارجه آغاز شد و در آن زمان گزینه هایی نظیر دکتر علیرضا ذاکر اصفهانی - استاندار اصفهان و رئیس مرکز بررسی های نهاد ریاست جمهوری در دولت نهم - و چند تن دیگر مطرح شدند، که با توجه به یکسری مسائل به خوبی روشن بود که این افراد رای اعتماد را از مجلس دریافت نخواهند کرد و بالاخره با مصاحبه مهندس ثمره هاشمی مبنی بر ماندن آقای متکی همه چیز تقریبا پایان یافت، تا به ناگاه خبر برکناری منوچهر متکی با آن وضع منتشر شد، زمزمه هایی مبنی بر تنش بین متکی و مشایی باتوجه به سفر مشایی به اردن و بردن پیام رئیس جمهور برای پادشاه اردن شدت گرفت، و این عزل قابل پیش بینی(البته ضعف عملکردی وزارت خارجه و شخص آقای متکی هم مشهود بود) با کیفیت پایین در عمل صورت گرفت(در این چند روزه محافل و رسانه های مختلف به این نکته چرا این طوری عزل کردن اشتباه است پرداخته اند)امروز به ناگاه خبر دیگری من را شوکه کرد،آن هم خبر عزل مهرداد بذرپاش،رئیس سازمان ملی جوانان، یکی از نزدیکان احمدی نژاد که با سرعت بالایی با حمایت های دکتر، مراحل رشد را سپری کرده بود، اما خبر آن جایی جالب تر می شد که دلیل عزل بذرپاش اعتراض به دخالت های مشایی در سازمان ملی جوانان بوده است!

گذر به تاریخ(ماجرای عزل آقای محسنی اژه ای و استعفای صفار را در آخرین روزهای دولت نهم که هنوز یادتان نرفته است!)

به راستی جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی چه ارتباطی با رئیس جمهور دارد که این گونه بر وی نفوذ دارد و در شرایطی که با آغاز طرح عظیم تحول اقتصادی کشور احتیاج به آرامش دارد، تنها به دلیل اختلاف افراد با مشایی، این گونه عزل می شوند و برای نظام این عزل ها هزینه ایجاد می کند


آقای دکتر احمدی نژاد، لطفا به خاطر مشایی که به قول حجت الاسلام والمسلمین ذوالنور، یک عنصر منحط و بیخودی است، برای نظام اسلامی که دوست دارد همان طور که در گذشته پله های ترقی را با سرعت طی کرده است، هم اکنون هم این مسیر را با شیب بیشتری ادامه دهد ، اینقدر هزینه درست نکنید و ما را ناراحت نکنید

البته این را هم بگویم که یک تار موی دکتر با همه این اوصاف به موسوی و کروبی و امثالهم شرف دارد.


پی نوشت :

1-تركستاني حكم رياست سازمان ملي جوانان را نپذيرفت ،البته نکته جلب توجهی در متن خبر نظر همه را جلب می کند و آن هم صحبتهای خانم دکتر تنگستانی مبنی بر اینکه قبلا با بنده صحبت شده است و من قبول نکرده ام ولی باز هم حکم را به نام بنده صادر کرده اند !

2-مشايي، ادعاي اعتراض متكي در مورد سفر خود به اردن را 'دروغ بزرگ' خواند ، البته کسی نیست بگه که آقای مشایی ما هم دراز گوشیم و فعالیت های شما را نمی بینیم !


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 22:56  توسط مهرداد وطنی  | 

عدالت شاه بیت مطالبات ماست

بسم الله الرحمن الرحیم - السلام علی المهدی

پیش نوشت :

چند وقتی بود که واقعا نمی رسدم پست بزارم ، ان شاالله ببخشید ، از امروز دوباره تصمیم گرفتم فعال تر ظاهر بشوم :چشمک

                                                 

و اما بهونه نوشتن این پست ، خبر مربوط به  توقیف گواهینامه رانندگی یک وزیر بود ، راستش امروز در جامعه ما مشکلی که خیلی از ماها از اون رنج می بریم ، تبعیض و بی عدالتی است ،یکی از دلایلی که پدران ما انقلاب کردند این بود که با پدیده هایی مثل  پارتی بازی و آقازاده ها مبارزه کنند ، اما متاسفانه پس از 32 سال از پیروزی انقلاب ما نتوانستیم به خوبی از این دستاورد پدرانمان به خوبی حراست کنیم و امروز در مملکت خود شاهد رشد قارچ گونه آقازاده ها و ترجیح روابط بر ضوابط در مکان های مختلف هستیم ( متاسفانه من جایی را پیدا نکردم که از این قاعده مستثنی شده باشد  ، اگر شما اطلاع دارید ما استفاده می کنیم ) در مقام تشریح بدی های این معضل اجتماعی نیستم که همه شما به خوبی بیش از من از آن اطلاع دارید ،

اما چه باید کرد ؟

به نظر من هر کدام از ما باید از خودمان شروع کنیم ، میدانید چرا ؟ چون که قرار است ناسلامتی فردا خود ما یک گوشه ای از این مملکت را بگردانیم و چرخ آن را جلو ببریم ، پس حداقل خودمان دچار این معضل نشویم

از طرف دیگر باید بار دیگر جنبش دانشجویی احیا کننده این آرمان خواهی و مطالبه گری باشد و با پیگیری های مداوم و مستمر خود جلوی این پدید منحوس اجتماعی را در حد توان خود بگیرد

و از نقطه نظر دیگر باید گفت متاسفانه احتیاج به پالایش عمیقی در متن و بدنه ی قوای سه گانه جمهوری اسلامی است ، به خصوص قوه محترم قضایی-البته بارقه های امیدی از زمان آمدن آقای صادق لاریجانی شکل گرفته است - ، آدم وقتی خبرهای گوناگونی را از برخوردها و تصمیم گیری های این نهاد مهم حکومتی می شنود واقعا دلش به درد می آید !(تصمیم گیری های غلطی که هزینه اش نه به پای قاضی متخلف بلکه نظام تمام می شود ! ) چه چیز ما از چین کمونیست کمتر است که به راحتی حتی با بالاترین مقام های کشوریش در صورتی که دچار انحراف شده باشند برخورد می کند ولی ما ؟!؟ امروز می بینیم که پلیس چگونه با یک مقام ارشد در صورت تخلف در کشور چک برخورد می کند ولی آیا مامور بیچاره ما به خودش اجازه چنین برخوردی با مدیر درجه 3 دولتی هم می دهد ؟  مشخص است که این معضل به راستی در حال ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامیست ، همان نظامی که برای پاسداری از آن در طول 32 سال پس از انقلاب بارها در برهه های حساس آن خون دادیم و کتک خوردیم و بر سر آرمان هایمان ایستادیم و به راستی حق همیشه خود را به خوبی نشان داده است ، اما امروز دشمن اصلی ما آمریکا نیست ، دشمن اصلی ما خودی هایی هستند که از آرمان هایشان برگشته اند و یا در آن ها ضعیف شده اند و روی به پارتی بازی و . . .  آورده اند ، امروز قسمت عمده ای از جنگ نرم دشمن در فاسد کردن مدیران ما خلاصه می شود ، که در صورتی که برای این مهم تدبیری اندیشه نشود ، لطمات جبران ناپذیری در راه خواهد بود .

البته فرمان 8 ماده ای مقام عظمی ولایت را نیز هنوز فراموش نکرده ایم ولی گویا خیلی ها فراموش کرده اند ! ! !


پی نوشت :

این روزا سرم خیلی شلوغه و دلم پر از درده از دست بچه مذهبی هایی که به جای فعالیت برای ارتقا جبهه انقلاب به جان هم افتاده اند و همدیگر را بیهوده می درند .

البته امیدوارم این متن کوتاه و پخش ، تا حدودی دقت شما را به این موضوع حساس جلب کرده باشد.

دل همتون هم بسوره قراره 26 آبان مردم اصفهان به دیدار مقام معظم رهبری بروند ، واقعا نمی دونید که چه تلاشی دارند می کنند افراد مختلف برای کسب سهمیه حضور ، من بیچاره هم که گویا قرار نیست این بار هم قسمتم بشه !


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 23:48  توسط مهرداد وطنی  | 

هولوکاست ، توهم یا واقعیت !

 

کلمه هولوکاست به چه معناست ؟

هولوکاست یک واژه مرکب یونانی به معنای «همه سوزی» است

ادعای یهودیان چیست ؟

ادعاي آن‌ها بر اين فرضيه استوار است كه در طول جنگ جهانی دوم ،  شش ميليون يهودي از سراسر اروپا در اردوگاه‌هاي اسيران جنگي در آلمان نازي به وسيله «اتاق‌هاي گاز» خفه شده و سپس در «كوره‌هاي آدم‌سوزي» سوزانده و به خاكستر تبديل شده‌اند.

هدف یهود از این ادعا چیست ؟

1-      مظلوم نمایی در میان اروپاییان ، زیرا در طول سالیان گذشته اروپاییان دیدگاه مثبتی نسبت به یهود نداشتند.(بعد روانی)

2-      موجه نشان دادن اقدامات غیر انسانی خود در فلسطین ، زیرا در افکار عمومی جهان این گونه القا کرده اند که به این قوم ظلم شده است و این قوم نیاز به یک سرزمین دارد تا این گونه دیگر مورد ظلم قرار نگیرد.(بعد سیاسی)

3-      تبلیغات روانی منفی علیه نازی هایی که آن روز درجنگ جهانی دشمنشان بودند و به نوعی انتقام گیری از نازی ها(بعد سیاسی)

4-      تا کنون از طریق طرح مسئله در دعاوی حقوقی و گرفتن غرامت جنگی از کشورهای آلمان ، لهستان ، سوئیس ، اتریش و . . . میلیاردها دلار پول به جیب زده اند.(بعد اقتصادی)

5-      تغییر توجه جامعه جهانی از قتل عام اتمی آمریکا در هیروشیما  و  ناکازاکی  به کشتار یهودیان (بعد روانی)

سوالات ما از یهودیان :

بقیه در ادامه مطلب . . ..

پی نوشت : متن این مقاله در نشریه نقطه سرخط ، ویژه روز قدس چاپ گردید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 14:12  توسط مهرداد وطنی  | 

جز هوای کوی تو به قلب و دلم نکنم هوسی


بسم الله الرحمن الرحیم

الان در یه کافی نت روبروی باب الجواد امام  رضا (ع) نشستم و دارم می نویسم ، جاتون حسابی خالی ، دیروز داشتم برای یکی از بچه ها می گفتم ، این جا شما از هر قیافه و شکل و رنگ و ظاهری می بینی ، این جا همه آمدند و هر کدام با زبان خودشان می گویند یا امام رضا 

واقعا این چه جاذبه ای است که این گونه همگان را عاشق خود کرده است و همه مست امام رضایند ؟!؟  آری که به راستی ما قدر این

پتانسیل عظیم و بزرگ حضرات معصومین را نمی دانیم و از آن به خوبی بهره نمی گیریم ، ان شاالله که به این موارد بیشتر توجه کنیم ، منم تا کم کم هزینه کافی نت زیادتر نشده برم شروع کنم توی ادامه مطلب این شعر عالی «گوهر ولا » را که فکر کنم مال شاعر عزیز و بزرگوارمان آقای بقائی است و الان هم هر چی سرچ زدم کاملش توی اینترنت نبود ولی من الان ان شاالله این شعر را میزارم تا لذتش را ببرید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 11:30  توسط مهرداد وطنی  | 

بنده ی گدا کجا که شود مست سبوی رضا رضا

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

سلام بر تو ای امام عشق که همه ی شیعیان دل در گروی محبتت دارند ! آری لطف خداوند متعال شامل حال این بنده حقیر شد و به رسم چندین ساله ، در این ایام مبارک ماه شعبان عازم بارگاه سلطان عشق هستیم ، ان شاالله که با توجه به عنایات حضرت بتوانیم از این باقی مانده ماه شعبان به خوبی استفاده کنیم و خودمان را برای ماه مبارک رمضان آماده کنیم ، امسال موضوع محوری اردوی ما هم زندگی قرآنیست ، ان شاالله که بتوانیم آمادگی لازم را برای انس با قرآن به دست بیاریم .

از همه ی شما عزیزان و بزرگواران می خواهم که بنده را به حرمت حضرتش حلال بفرمایید .

ان شاالله اگر توفیقی بود از مشهد الرضا پستی در این وبلاگ خواهیم گذاشت.

و در ادامه مطلب شعر زیبایی در رابطه با امام رضا (ع)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 13:39  توسط مهرداد وطنی  | 

نشریات روشنفکری غرب زده و جریان اصلاح طلبی - قسمت پایانی

آیین و عصر ما؛ نشریات تئوریک حزبی

           
حجت‌الاسلام سیدمحمد خاتمی بعد از استعفا از وزارت فرهنگ و ارشاد، درخواست مجوز نشریه‌ای به نام «آیین» کرد تا از آن به عنوان تریبونی برای بیان افکار خود و همفکرانش استفاده کند. در آن زمان برخی از افراد حلقه‌ «کیان» همراه با سیدمحمد خاتمی گروه کوچک‌تر آیین را شکل دادند. گروه آیین هیچ مجله‌ای تا سال 1382 منتشر نکرد و در این سال، در حالی که حدود شش سال از رخداد دوم خرداد 1376 گذشته بود، محمدرضا خاتمی، برادر رئیس‌جمهور وقت و دبیرکل حزب مشارکت، اولین شماره این نشریه را منتشر کرد. علی‌رغم عدم انتشار مجله، گروه آیین جلسات هفتگی منظمی برگزار می‌کردند. در این حلقه، چهره‌هایی چون‌ هادی خانیکی، سعید حجاریان، مصطفی تاج‌زاده، محسن امین‌زاده، عباس عبدی، محسن کدیور و محمدرضا خاتمی حضور داشتند. هدف اولیه‌ آنها این بود که نشریه‌ای به راه اندازند تا مفاهیمی تازه و جدید و آنچه برای تحول اجتماعی ضروری می‌دانستند، ارائه کنند. تجربه‌ کیان نشان داد که نشریه‌هایی این چنین تا چه حد می‌تواند ذهنیت طبقه تحصیلکرده حوزه و دانشگاه را تحت تأثیر قرار دهد. اعضای این حلقه‌ به مفاهیمی چون جامعه مدنی، مردم‌سالاری دینی، حقوق بشر و... می پرداختند. شخصیت محوری در این محفل، هم خود سیدمحمد خاتمی بود؛ اما افرادی چون کدیور و حجاریان نیز در فعال کردن هر چه بیشتر این محفل و نیز گرم نگه‌داشتن تنور مباحث اندیشگی و سیاسی نقش مهمی داشتند.
شاید بتوان گفت مبانی نظری«گفتمان دوم خرداد» در این محافل سر و سامان یافت. به نظر عده‌ای از محققان، ریشه‌های اصلی این مفاهیم در حلقه کیان بود اما در جلسات آیین، آن پایه‌های نظری به مفاهیم سیاسی و پروژه سیاسی تبدیل می‌شد. غالب آنان با حضور در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و خصوصاً مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری با مفاهیم نوین توسعه آشنا شده و به نوعی تحت تأثیر افکار دکتر حسین بشیریه قرار گرفتند و با هواداران کلام جدید تحت تأثیر اندیشه‌های سروش، بسیاری از مفاهیم و نگرش‌های آنها در اثر این تلاقی، امکان تبدیل شدن به یک برنامه سیاسی را پیدا کرد. این نشریه که بیشتر به نشریه تئوریک حزب مشارکت معروف است، هم اکنون منتشر می‌شود.          
«عصر ما» نشریه‌ای بود که از ۲۷ مهر ۱۳۷۳ شروع به انتشار نمود و به عنوان ارگان رسمی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به مدیرمسئولی محمد سلامتی و سردبیری محسن آرمین منتشر می‌شد. مطالب این نشریه عمدتاً شامل تحلیل‌هایی انتقادی از مسائل سیاست داخلی و اقتصاد سیاسی کشور است و هم اکنون به صورت درون حزبی منتشر می‌شود و برای یک‌سری شخصیت‌ها ارسال می‌شود. عصر ما در دوران پیش از انتخابات دوم خرداد به همراه روزنامه «سلام»(به مدیرمسئولی حجت‌الاسلام محمد موسوی خوئینی‌ها) رسانه‌های ‌تبلیغاتی بودند که در اختیار گروه‌های موسوم به خط امام و جناح چپ قرار داشتند. سعید حجاریان یکی از مهمترین اعضای تحریریه عصر ما بود که در سال ۱۳۷۹ مجموعه مقالات منتشره خود در عصر ما را در کتابی به نام «جمهوریت؛ افسون‌زدایی از قدرت» به چاپ رساند. 

 روزنامه شرق و هفته‌نامه شهروند امروز   


روزنامه شرق، معروفترین روزنامه جریان اصلاح‌طلب ایران بود. اولین شماره این روزنامه در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۸۲ با مدیرمسئولی رحمانیان و سردبیری محمد قوچانی منتشر شد. تحریریه این روزنامه، با انتشار «ضمیمه جهان»، «ضمیمه دیپلماتیک»، «همشهری ماه» برای روزنامه همشهری در سال ۱۳۸۰ گام تازه‌ای در روزنامه نگاری در ایران برداشتند. این تیم با روی کار آمدن دومین دوره شورای شهر تهران و انتخاب دکتر محمود احمدی‌نژاد به عنوان شهردار و تغییراتی که در مدیریت روزنامه همشهری بوجود آمد، آن روزنامه را ترک کردند و روزنامه شرق را منتشر کردند.  
این روزنامه سه بار در دوران فعالیت خود توقیف شد. اولین بار ۳۰ دی ۱۳۸۲ به مدت یک روز و در کنار روزنامه «یاس نو»(به به مدیریت محمد نعیمی‌پور و نزدیک به جبهه مشارکت ایران اسلامی) پیش از برگزاری انتخابات مجلس هفتم و به دلیل پوشش دادن اخبار مربوط به نامه اعتراضی نمایندگان مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب و حوادث آن زمان، توقیف شد و بار دوم در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۵ به علت انتشار کاریکاتوری تحقیرآمیز توقیف شد. در همین ایام، این تیم با حمایت جریان لیبرال و سرمایه‌دار که عمدتاً دستی در فعالیت اقتصادی در حوزه نفت داشتند، هفته‌نامه «شهروند امروز» را راه انداختند. این هفته‌نامه، فعالیت خود را از اسفند۱۳۸۵ آغاز کرد. تیم شرق پس از چند ماه و پس از رفع توقیف دوم، توانستند روزنامه را دوباره منتشر کنند. همزمان روزنامه «هم‌میهن» به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی رفع توقیف شد و بدین ترتیب محمد قوچانی به هم‌میهن رفت و تیم شرق هر دو روزنامه را مجدداً منتشر ساختند. تیم شرق در قالب هفته‌نامه «شهروند امروز» نیز موفقیت قابل ملاحظه‌ای یافت و توانست به شمارگان ۵۰۰۰۰ نسخه برسد. در این نشریه محمد عطریانفر(رییس شورای سیاستگذاری)، محمد قوچانی(سردبیر)، اکبرمنتجبی(دبیر اجرایی) و رضا خجسته‌رحیمی(دبیر تحریریه) بود.      
در این ایام، روزنامه‌های شرق، هم‌میهن و هفته‌نامه شهروند امروز، تشابهات فراوانی در پرداختن به موضوعات و ضریب دادن به حوادث داشتند. تا اینکه روزنامه شرق برای سومین بار در ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ به علت چاپ گفتگو با یک شاعر همجنس‌گرای ایرانی مقیم کانادا از ادامه انتشار بازماند. هفته‌نامه شهروند امروز، نیز پس از انتشار هفتادمین شماره، در ۱۵ آبان ۱۳۸۷ به علت «غیر واقعی جلوه دادن برخی اقدامات دولت» توقیف شد.   
روزنامه شرق و همچنین هفته‌نامه شهروند امروز، با الگو گیری از نشریات معروف غربی مانند تایمز و نیوزویک و... نوآوری‌ها و ابتکارات فراوانی برای عرصه مطبوعات و حرفه روزنامه‌نگاری کشور داشتند. این نشریات اهمیت ویژه به تاریخ معاصر، حوزه‌های علمیه، هنر و سینما، خانواده و... می‌دادند و ویژه‌نامه‌های ادبی و سیاسی بسیاری را منتشر کردند. این نشریات عمدتاً دغدغه تغییر ارزش‌ها و هنجارهای جامعه و نگرشها و ترویج ارزشهایی همسو با ارزشهای فرهنگ غربی داشتند. مباحث ترجمه‌ای جایگاه ویژه‌ای در این نشریات داشتند. در عرصه سیاست خارجی هم در جهت گسترش روابط با کشورهای غربی و به ویژه آمریکا گام بر می داشتند و به صورت علنی و ضمنی انتقادهایی به جریان مقاومت اسلامی در کشورهای اسلامی وارد می‌ساختند. این نشریات چهره‌های ادبی، هنری، تاریخی، سیاسی و مدیریتی همسو با خود بسیاری به جامعه معرفی کردند و ضمن نخبه‌پروری سیاسی و ادبی، چهره‌سازی‌های فراوانی داشتند.           

روزنامه‌های کارگزاران، اعتماد و اعتماد ملی 


روزنامه «کارگزاران» به صاحب امتیازی حزب کارگزاران سازندگی با مدیریت سید مرتضی سجادیان و سردبیری مهران کرمی انتشار خود را از سال ۱۳۸۴ آغاز کرد. این روزنامه در ۱۱ دی ۱۳۸۷ به دلیل چاپ بیانیه طیف افراطی(طیف علامه) دفتر تحکیم وحدت، درباره حوادث غزه و محکوم کردن حماس، توقیف شد. این روزنامه در روز قبل از آن، با درج مطلبی جنایت ضد بشری رژیم صهیونیستی در غزه را تطهیر! و مدافعان فلسطینی را گروهی تروریست! و اقدامات آنها را حرکت ضد بشری! قلمداد کرد که با پناه گرفتن در کودکستان‌‏ها و بیمارستان‌‏ها، موجبات بمباران و مرگ کودکان و غیرنظامیان را فراهم کرده‌ است!           
روزنامه «اعتماد ملّی» ارگان مطبوعاتی حزب اعتماد ملی محسوب می‌شود. این حزب هم پس از شکست کروبی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری با محوریت وی و جمعی از یارانش در مجمع روحانیون مبارز، در سال 1384 شکل گرفت. صاحب امتیاز این روزنامه، مهدی کروبی و مدیرمسئول آن محمدجواد حق‌شناس است. آخرین سردبیر آن پس از ابولفضل شکوری و رضا انصاری، محمد قوچانی بود. البته قوچانی پس از توقیف هفته‌نامه «شهروند امروز»، به روزنامه دعوت شد. در مقطعی هم ضمیمه این روزنامه در زمینه اجتماعی و خانوادگی با نام «ایران‌دخت» منتشر کرد. این روزنامه به خاطر پرداختن نامناسب و غیرعادلانه به حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری تعطیل شد اما ضمیمه «ایران‌دخت» همچنان منتشر می‌شود و با تغییر رویکرد، در زمینه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی منتشر می‌شود. این نشریه تحت مدیریت تیم هفته‌نامه «شهروند امروز» منتشر می‌شود.    
روزنامه «اعتماد»، روزنامه‌ خبری ـ تحلیلی دیگر جریان اصلاح‌طلبی است که قبل از روزنامه اعتماد ملی منتشر می‌شد. این روزنامه پس از توقیف روزنامه های شرق و اعتماد ملی، با مخاطبان بیشتری مواجه شد. این روزنامه از خرداد ماه سال 1381 با مدیریت الیاس حضرتی منتشر می‌شود. این روزنامه طرح دو روزنامه در یک روزنامه را به اجرا درآورد و ویژه‌نامه‌های ضمیمه‌ای را برای روزهای هفته در پیوست روزنامه منتشر کرد.     
روزنامه دیگر این جریان، «همبستگی» است که به صاحب امتیازی حزب همبستگی ایران اسلامی و مدیرمسئولی علی صالح‌آبادی و در مقطعی دیگر، محمدرضا راه‌چمنی، منتشر می‌شد. این روزنامه به خاطر اختلافات درون حزبی در پی اعتراض برخی اعضای شورای مرکزی حزب نسبت به عملکرد مالی راه‌چمنی(مدیر مسئول) در سال 87 تعطیل شد.
گفتنی است روزنامه‌های کارگزاران، هم‌میهن، همبستگی، اعتماد، اعتماد ملی به شدت متأثر از روزنامه شرق بودند ولی هیچ وقت مخاطبی چون شرق نیافتند و نتوانستند چون روزنامه شرق تأثیرگذار باشند.     
از دیگر روزنامه‌های همسو با این جریان می‌توان روزنامه‌های «آفتاب یزد»(به مدیرمسئولی منصور مظفری و سردبیری مجتبی واحدی)، «مردم‌سالاری»(به صاحب امتیازی حزب مردم‌سالاری و مدیرمسئولی مصطفی کواکبیان) و هفته‌نامه «ایران دخت» منتشر می‌شود.

در آخر ذکر می گردد آن چه در این یادداشت سعی شد ، مروری بر نشریات جریان روشن فکری غربزده و اصلاح طلبی است که در طول سالیان پس از انقلاب به فعالیت پرداخته است و بارها و بارها نظام مقدس جمهوری اسلامی را زیر شدید ترین فشارهای بی انصافانه قرار داده است و اگر نگوییم که ارگان رسمی داخلی دشمنان جمهوری اسلامی ایران نبوده است ، حداقل این را با قاطعیت می توان گفت که متاسفانه در جهت و سمت و سوی دشمنان تابلو دار و جهت دار نظام حرکت کرده است و کار را به جایی می رسانند که رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی با آن دید بسیط و باز فرهنگی در اردیبهشت 1379 این گونه بگویند: «من قلباً از بعضي از پديده‌هايي كه در كشور هست، رنج مي‌برم. من نمي‌خواهم آنچه را كه براي من رنج‌آور است، با افكار عمومي مطرح كنم، اما اين نكته كه آن روز گفتم داستان غم‌انگيزي است ... من حالا مي‌بينم متأسفانه همان دشمني كه به وسيله‌ي تبليغات خود، همتش اين بود كه افكار عمومي يك كشور را به سمتي متوجه بكند، امروز به جاي راديو‌ها آمده و در داخل كشور ما پايگاه زده است. بعضي از اين مطبوعاتي كه امروز هستند، پايگاه‌هاي دشمن‌اند، همان كاري را مي‌كنند كه راديو و تلويزيون‌هاي بي.بي.سي و آمريكا و رژيم صهيونيستي مي‌خواهند بكنند» و همان طور که دیدیم این جریان در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری چگونه دوباره فعال شد و میدان داری می کرد برای دشمنان نظام !

یادداشت موجود متنی است برگرفته از منابع زیر با تلخیص و تصرف

 1-   از کیان تا کیهان: جریان‌شناسی نشریات پس از جنگ تحمیلی نوشته یاسر عسگری ، ماهنامه سوره ، شماره 45 (زمستان 88)

2- جریان شناسی مطبوعات پس از انقلاب ، سخنرانی جناب آقای صفار هرندی در جلسه بیستم کانون گفتمان دینی

3- مشارکت و مجاهدین انقلاب، از انحراف تا فرجام/4 ، کاری از واحد سیاسی سایت رجا نیوز

4- نقش رسانه ها در پازل 18 تیر ، پژوهشی از مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران

5-کتاب جنگ نرم ، نوشته داوود رنجبران ، انتشارات ساحل اندیشه تهران ، چاپ هفتم ، زمستان 88


+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 13:7  توسط مهرداد وطنی  |